تست هوش هیجانی گلمن

تست هوش هیجانی گلمن

اصطلاح « هوش هیجانی » برای اولین بار براى بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردى با احساسات دیگران ارائه شد. در حقیقت هوش هیجانی مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن براى اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگى است. به عبارتى هوش هیجانی، عاملى است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه مى کند و به واسطه داشتن مهارت هاى اجتماعى بالا منجر به برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود.

مطالعات انجام شده در زمینه هوش هیجانی بیانگر آن است که افرادی که دارای هوش شناختی (IQ) بالا و هوش هیجانى (EQ) پایینی هستند، در زندگی کاری و خصوصی خود موفق نیستند و برعکس افرادی که هوش شناختی پایین و هوش هیجانى بالایی دارند به موفقیت های بسیاری در زندگی کاری و خصوصی خود نائل می گردند. بنابراین هوش هیجانى پیش بینى کننده موفقیت افراد در زندگی کاری و خصوصی است.

هوش هیجانی چه نقشی در یادگیری دارد؟

 نظریه‌پردازان هوش هیجانی معتقدند که IQ به ما می‌گوید که چه کار می‌توانیم انجام دهیم در حالیکه هوش هیجانی به ما می‌گوید که چه کاری باید انجام دهیم. IQ شامل توانایی ما برای یادگیری ، تفکر منطقی و انتزاعی می‌شود، در حالی که هوش هیجانی به ما می‌گوید که چگونه از IQ در جهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوش هیجانی شامل توانایی ما در جهت خودآگاهی هیجانی و اجتماعی می‌شود و مهارت‌های لازم در این حوزه‌‌ها را اندازه می‌گیرد. همچنین شامل مهارت‌های ما در شناخت احساسات خود و دیگران و مهارت‌های کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران و حس مسئولیت‌پذیری در مقابل وظایف می‌باشد. هوش عمومی و هوش هیجانی توانایی‌های متفاوتی نیستند بلکه بهتر است که چنین بیان کرد که از یکدیگر متفاوت اند.

کاربرد هوش هیجانی در مدیریت

 متون علم مدیریت بر این باور هستند که رهبران و مدیران با هوش هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترلشان دارند. یافته های جدید نشان می دهد عملکرد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند، اما فاقد هوش هیجانی اند در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند ضعیف تر است.

کاربرد هوش هیجانی در مدیریت بازار

استفاده از هوش هیجانی در تجارت، ایده ای نوین می باشد که برای بسیاری از مدیران و تجار جا نیفتاده است. در واقع بیشتر مدیران کماکان ترجیح می دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها این است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان، آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نماید. در هرصورت همه بایستی قبول کنند که قواعد بازی در دنیای امروز متفاوت است و بایستی طبق قاعده روز عمل کرد.

شرکت های هوشمند برای نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با تغییرات سلیقه ای و استفاده بهینه از مزایای پیشبرد فروش، معمولاً سیستم بازاریابی طراحی می کنند. سیستم بازاریابی فرآیندی کامل است که موجب هماهنگی شرکت با بهترین فرصت های بازار می شود. فرآیند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از: ۱- تجزیه و تحلیل بازار ۲ – انتخاب بازارهای هدف ۳- تهیه ترکیب های مناسبی از عناصر بازاریابی ۴- مدیریت راهبردهای بازار، که در تمامی این مراحل نحوه تاثیرات هوش هیجانی قابل بررسی می باشد.

تست هوش هیجانی گلمن

هوش هیجانی شامل ۵ مقیاس زیر می شود:

۱-خود آگاهی:

شناختن هیجان هایی که آن را احساس می کنیم و دلیلش را می دانیم. خود آگاهی، آگاه بودن از حالت روانی خود و تفکر ما درباره ی آن حالت است و شامل آگاهی هیجانی و خود ارزیابی صحیح و خودباوری است.

۲-خود تنظیمی:

تعادل هیجانی را خود تنظیمی می نامند. گاهی از خودتنظیمی به معنای کنترل احساسات، عواطف و تکانش ها یاد می کنند. خودتنظیمی یک قابلیت زیر  بنایی است که در کنترل رفتارهای هیجانی نقش مهمی دارد و شامل خود کنترلی، وظیفه شناسی، قابل اعتماد بودن، انطباق پذیری و نوآوری است.

۳-خود انگیختگی (انگیزش):

به معنای مولد، اثربخش و خلاق بودن در زمینه های کاری است. انگیزش توانایی انرژی دادن به دیگران و هدایت رفتار آنان بر خلاف داشتن روحیه ای ضعیف را دارد. در انگیزش از هیجان ها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف استفاده می شود و شامل تعهد، رشدگرایی ،ابتکار و خوش بینی است.

هوش هیجانی

۴- همدلی(آگاهی اجتماعی):

توانایی همدردی کردن با احساسات دیگران و شناخت دیدگاه آن ها را همدلی می گویند. همدلی توانایی شناخت و نفوذ بر حالت هیجانی دیگران یا آگاهی نسبت به احساسات، نیازها و علایق دیگران است. همدلی به بیان دیگر وارد شدن به حریم احساس دیگران می باشد و شامل شناخت و درک دیگران، بالندگی، خدمت مداری و هدایت تنوع است.

۵-مهارت های ارتباطی یا اجتماعی:

هنر ارتباط با مردم به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره احساسات دیگران است. این مهارت نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی را تقویت می کند. رهبران دارای سطوح بالای توانایی های هیجانی می باشند و اغلب با روحیه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعی به حوزه وسیعی از آشنایی ها و همچنین مهارتها برای ایجاد رابطه تمایل دارند. این افراد در مدیریت گروه ها ماهر هستند. مهارت های اجتماعی می تواند به عنوان کلید قابلیت های رهبری در اکثر سازمانها در نظر گرفته شود، زیرا وظیفه رهبر انجام کار از طریق دیگرافراد است. در این راستا رهبران به مدیریت موثر روابط نیاز دارند و مهارت های اجتماعی آن را ممکن می سازد.

هوش هیجانی

این تست شامل ۳۳ سوال می باشد. پس از مطالعه هر سوال، گزینه ای که با شما بیشترین همخوانی را دارد انتخاب نمایید.

۱.وقتی احساس بیهودگی و پوچی می کنم، نمی دانم که چه چیزی و یا چه کسی موجب این ناراحتی من است.
۲.حتی وقتی بهترین کاری که می توانم را انجام می دهم، به خاطر کارهایی که انجام نشده خود را مقصر حس می کنم.
۳.من آن قدر اشکال دارم که نمی توانم خودم را دوست داشته باشم.
۴.وقتی که ناراحت هستم می توانم دقیقاً بگویم که چه مشکلی مرا ناراحت می کند.
۵.در انجام کارها برخی از افراد باعث می شوند که من احساس بدی راجع به خود پیدا کنم.
۶.من چیزهایی را می خرم که حقیقتاً استطاعت مالی برای خرید آن ها را ندارم.
۷.وقتی که من خطایی را مرتکب می شوم، حرف های ناراحت کننده ای از قبیل “من همیشه بازنده هستم”، یا ” من نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم” به خودم می گویم.
۸.از این که چگونه به نظر بیایم یا رفتار کنم، خجالت زده می شوم.
۹.در مواقعی که از من انتظار می رود که ابراز مهر و عاطفه کنم، خجالت زده می شوم.
۱۰.وقتی که کسی به جز افراد خانواده خود را در آغوش می گیرم، احساس عجیبی به من دست می دهد.
۱۱.وقتی که چیزی را می بینم و یا از آن خوشم می آید یا آن را می خواهم، تا وقتی که آن را به دست نیاورم نمی توانم فکرش را از مغزم بیرون کنم.
۱۲.هر چند که ممکن است معیارهایی برای پیشرفت من نیاز باشد، من خودم را همانطور که هستم دوست دارم.
۱۳.من چیزهایی می گویم که در آینده از گفتن آنها پشیمان می شوم.
۱۴.حالتی به من دست می دهد که احساس قدرت، توانایی و شایستگی می کنم.
۱۵.وقتی با کسی که عصبانی است باید رو به رو شوم، احساس نگرانی و اضطراب می کنم.
۱۶.من معتقدم که عکس العمل های افراد اتفاقی است.
۱۷.من نیاز به این دارم که باعث ایجاد تغییری بشوم.
۱۸.من نمی توانم از احساس گناه به خاطر اشتباهات کوچک و یا کارهای ناراحت کننده ای که در گذشته انجام داده ام رهایی یابم.
۱۹.وقتی که تصمیم می گیرم که به چیزی برسم، با موانعی مواجه می شوم که مرا از رسیدن به هدفم باز می دارند.
۲۰.من دائم به مشکلاتم فکر می کنم و نمی توانم لحظه ای فکر آنها را از مغز خود خارج کنم.
۲۱.بهتر است تا وقتی که کسی را کاملاً نشناخته ای با او سرد وطبیعی (معمولی) رفتار کنی.
۲۲.من حاضرم هر کاری را انجام دهم تا جلوی گریه کردن خودم را بگیرم.
۲۳.گفتن چیزهایی مثل ” من عاشق تو هستم” برای من سخت است، حتی اگر قلباً آن را احساس کنم.
۲۴.من از گذراندن وقت با دوست/ دوستانم لذت می برم.
۲۵.من تمام تلاشم را انجام می دهم، حتی اگر کسی آن را نبیند.
۲۶.من بی حوصله ام.
۲۷.وقتی که افراد مستحق تعریف و تقدیر هستن، این کار را انجام می دهم.
۲۸.من نگران چیزهایی هستم که دیگران حتی به آنها فکر هم نمی کنند.
۲۹.من برای این که شروع به انجام کاری کنم، احتیاج دارم که کسی مرا هل بدهد و تشویق کند.
۳۰.افراد احساساتی مرا معذب می کنند.
۳۱.وقتی که کسی بدون این که از او خواسته باشم کاری برای من انجام می دهد، من شک می کنم که منظور حقیقی او چیست.
۳۲.زندگی من پر از بن بست است.
۳۳.من از کار خودم راضی نیستم مگر این که فرد دیگری آن را تقدیر کند.

تست هوش هیجانی گلمن
۴.۸ (۹۵%) ۴ رای
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *