تئوری X و Y سازمان

داگلاس مک گریگور دو دیدگاه متمایز از انسان ارائه کرده است : یک دیدگاه اصولاً منفی که آن را تئوری  ایکس (X) خواند و دیگری دیدگاه مثبت که آن را تئوری ایگرگ (Y) نامید.

بر اساس این نظریه، مدیران با توجه به مفروضاتی که در مورد افراد دارند، به هدایت کارکنان می پردازند و سبکی را برای رهبری انتخاب می کنند که متناسب با این مفروضات باشد. مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه Y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه X دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند.

به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه X باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرک های مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه Y باشد، می تواند هدف های فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدف های مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری داده، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل رسانده و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند، تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه Y رفتار شود.

[boc_message type=” success”]

این تست به بررسی این نکته می پردازد که وضعیت یا موقعیت در سازمان شما از تئوری x پیروی می کند یا y.

[/boc_message]

۱.مدیرم مودبانه از من درخواست می کند کارها را انجام دهم، علت ها را توضیح می دهد و از پیشنهادهای من استقبال می کند.
۲.من تشویق می شوم تا در خارج از حوزه کاری و مسئولیت هایم آموزش ببینم.
۳.مدیرم دخالتی در انجام کارم ندارد اما هر زمان که به کمک نیاز داشته باشم در دسترس است.
۴.زمانی که کار خوب و یا بیشتر انجام دهم پاداش مادی یا غیر مادی دریافت می کنم.
۵.بخش “مصاحبه خروج” در شرکت وجود دارد تا نظر کسانی که شرکت را ترک می کنند نسبت به سازمان شنیده شود.
۶.برای خوب و سخت کار کردن انگیزه دارم.
۷.اگر مسئولیت بیشتر بخواهم، مدیرم راهی برای انجام این کار فراهم می کند.
۸.اگر آموزش بیشتری نیاز داشته باشم، مدیرم در چگونگی انجام آن به من کمک کرده و زمینه آن را فراهم می سازد.
۹.وقتی با مدیرم و مدیر مدیرم تماس می گیرم آنها را با اسم کوچک صدا می زنم.
۱۰.مدیرم برای شنیدم نگرانی ها و مشکلات یا پیشنهاداتم آماده است.
۱۱.من اهداف سازمان را می شناسم.
۱۲.به من گفته شده که سازمانم چگونه اعمال روزانه اش را انجام می دهد.
۱۳.من این شانس را دارم که مشکلات مرتبط با کارم را حل کنم.
۱۴.مدیرم به من می گوید که در سازمان چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
۱۵.من قرار ملاقات های منظمی با مدیرم دارم تا با او در باره بهبود و پیشرفت کارم صحبت کنم.

امتیاز دهید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *