کارآفرینان موفق

کارآفرینان موفق به چه مواردی توجه نمی کنند؟

کارآفرینان موفق به چه مواردی توجه نمی کنند؟ » همیشه سعی بر این است بایدهای هر حرفه ای آموزش داده شود، بنابراین نبایدها به فراموشی سپرده می شوند. “نبایدهای” هر حرفه‌ای، به مراتب مهم تر از “بایدهاست”. شاید در بعضی موارد، بایدها ملموس تر و قابل پیش بینی هستند. اما انجام بعضی نبایدها، هزینه گزافی را بر شما تحمیل می کند. پس چرا نبایدها را با تجربه بیاموزیم؟ چرا برای یادگرفتن آن ها، هزینه منفی بپردازیم؟

در روند کارآفرینی، آموزش نقش مهمی را ایفا می کند. چه بسا کارآفرینان موفقی که تحصیلات و آموزش های مرتبط با حیطه فعّالیت خود نداشته اند، امّا با مطالعه تجربیات دیگران و به کار گیری آن ها در روند کاری شان، به موفقیت رسیده اند.

از مهمترین تجربیاتی که کارآفرینان موفق آن‌ها را به عنوان دلیل موفقیت و تسریع حرکت به سوی هدف ذکر می‌کنند،  توجه نکردن به موانع کم اهمیت و بی اهمیت است. مطمئنا در هر مسیری، ( خصوصا در مسیر کارآفرینان موفق ) موانع متعددی وجود دارند امّا آیا بخاطر وجود موانع باید دست از سفر کشید؟ آیا باید مقصد را نادیده گرفت؟ پاسخ کاملاً واضح است. باید تدابیری جهت گذر از کنار یا روی موانع اندیشید.

در زیر به مواردی می پردازیم که از اهمیت چندانی در مسیر کارآفرینی برخوردار نیستند. بسیار است مواردی که اگر به آن‌ها توجه کنید، ضرر می کنید؛ انرژی تان به هدر می رود، حتی شاید موجب صرف منابع مالی شوند که نتیجه ای هم برایتان به دنبال نداشته باشد.

۱- کارآفرینان موفق باید قبل از هر چیز، خلاقیت داشته باشند.

این موضوع مانند این است که قبل از هر چیزی به یک کودک آموزش خلاقیت و استراتژی بدهید، بعد راه رفتن را به آنها آموزش دهید. پس می‌بینید این شدنی نیست. یک کارآفرین نیازمند خلاقیت و استراتژی برای راه اندازی کسب و کار نیست؛ بلکه هر کارآفرین یک هوش اجتماعی قوی دارد که پیام را از دل جامعه دریافت کرده و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. این هوش و سیگنال های اجتماعی انرژی مستمری برای او به همراه دارد. به عبارت دیگر قدم اول در کارآفرینی که نیازمند هوش اجتماعی قوی می باشد، درک نیازها و خلاء‌های جامعه است. در این مسیر روش‌های متعددی وجود دارد. توجه به جملات اطرافیان و الهام گرفتن از نداشته های دیگران می تواند از قدم های اول کارآفرینی باشد. حتماً شبیه این جملات را از اطرافیان خود شنیده اید : “کاش وسیله ای بود که این کار را برایم تسهیل می کرد”،”کاش می شد این کار را به روش دیگری انجام دهم”. این جملات نشان دهنده وجود نیاز در جامعه است. همان جرقه هایی که در ذهن افراد زده می شوند، می توانند روشنگر مسیر جدیدی باشند. افرادی که این سرنخ ها را مورد توجه قرار داده و از آن ها به عنوان راهنمای مسیر استفاده می کنند به موفقیت نزدیک ترند. امّا همانطور که می بینید در این مرحله، به خلاقیت و توانایی ویژه ای نیاز نیست. با کمی تأمّل در محیط زندگی مان و اَعمال روزمره می توانیم به نتیجه خوبی در ابتدای مسیر برسیم.

حتماً بخوانید :  چگونه می‌توانید رهبر یک تیم کارآفرین باشید؟

۲-ایده ات اجرایی نیست.

این جمله ای است که ممکن است بارها و بارها در مقابل ابراز ایده‌های مختلف شنیده شود. امّا آیا واقعا شنیدن این جمله از افراد عامه می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری و نتیجه‌گیری باشد؟ پر واضح است که هر حیطه‌ای از علم و عمل، صاحب نظرانی دارد که با دانش و تجربه کافی می‌توانند در حوزه مربوطه اظهارنظر کنند.  امّا برای اینکه بدانید ایده تان قابلیت اجرا دارد یا نه، به چه نکاتی باید توجه کنید؟برای هر ایده باید یک سری تجزیه و تحلیل هایی انجام شود تا قابلیت اجرای آن، قبل از شروع تلاش و سرمایه‌گذاری افراد مورد بررسی قرار گیرد.

از جمله فاکتورهای اجرای ایده، می توان به موارد زیر اشاره نمود :

به دنبال مکانی با رقبای کم باشید. البته نه اینکه نتوانید در مقابل رقبای دیگر، اقدام کنید، بلکه مهم این است که بتوانید بهترین باشید، نه اولین.

موانع قانونی و حقوقی موجود را بررسی کنید. قبل از اقدام در هر حوزه ای، قوانین مربوط به همان صنف را مورد بررسی قرار دهید.

بازارهای رو به رشد را بیابید. بدانید که به زودی برای مقابله با رقبا، باید در بازارهای مختلف با مشتریان مختلف و نیازهای جدید، حضور داشته باشید.

ایده‌هایی که صرفاً خوبند را از ایده‌هایی که مستقیما با نیاز مشتری در ارتباط ‌اند جدا کنید. در دنیای کنونی ایده های خوب بسیاری وجود دارند امّا منوط به اینکه منطبق با نیاز مشتری باشند، می توانند به صورت کارآمد اجرا شده و منبع درامد خوبی شوند و قابل توسعه باشند.

در دست داشتن مهارتهای لازم و تیم توانمند: برای اجرای ایده، باید بدانید که چه مهارت هایی لازم است و تیم متناسب با آن را بسازید. گاهی لازم است آموزش های لازم را ببینید. پس در این مورد کوتاهی نکنید.

زیباترین-مقصدها

۳-باید در دانشگاه کارآفرینی یاد بگیریم :

با جستجوی کوتاهی در مورد این جمله و مطالعه بیوگرافی کارآفرینان موفق ، می بینیم که درصد بالایی از آن ها، اصلاً تحصیلات دانشگاهی نداشته و بسیاری از آن ها تحصیلات غیر مرتبط با حیطه کارآفرینی خود داشته اند. امّا با توجه به منابع مربوط به کارآفرینی، لزومی در این مورد وجود ندارد. البته وجود تحصیلات مرتبط با کارآفرینی، موجبات تسهیل مسیر را فراهم می آورد امّا الزامی نیست.

۴-ثروتمندان به کارآفرینان موفق تبدیل می شوند:

این تفکر که برای اجرای ایده ، نیاز به منابع مالی شخصی است، یکی از بزرگترین موانع پیش روی صاحبان ایده به شمار می رود. توجه به این جمله که ” کارآفرین شویم تا ثروتمند شویم و یا برای ثروتمند شدن باید به دنبال کارآفرینی باشیم”، تفکر غلط مذکور را از بین می برد. با وجود روش های مختلفی که در تامین سرمایه وجود دارد، این مورد به طور کلی حذف خواهد شد.

حتماً بخوانید :  چهار راهکار برای کسب درآمد بیشتر

در راه حل این مشکل می توان به روش های مختلفی اشاره کرد. از جمله این روش ها می توان به تامین منابع مالی از طریق وام، اشتراک مالی نزدیکان و سرمایه گذاری خصوصی اشاره کرد. پیشنهاد می شود دراین راستا مقاله ” چگونه کارآفرینی پولساز شویم؟ ” از مدیرنو، را مطالعه کنید.

۵-توجه دولت به کارآفرینی، تاثیر گذار است:

در هر مسیری تسهیل کننده‌هایی وجود دارند اما نبود آن‌ها دلیل بر ترک مسیر نیست. با توجه به شرایط اقتصادی کشور در چند سال اخیر، حمایت هایی از کارآفرینان به عمل آمده اما هنوز این اقدام دولت به تکامل نرسیده است؛ با توجه به این خلاء در کشور، می بینیم که کارآفرینان موفق زیادی در حال کسب موفقیت های روزافزون هستند.

۶-حتماً باید از هوش بالایی برخوردار باشم:

در مسیر کارآفرینی، خصایصی همچون خیال پردازی، خلاقیت، علاقه، جسارت و تمرکز بر روی هدف از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

افرادی که خیال‌پردازی بیشتری دارند احتمال بیشتری وجود دارد بتوانند یک کار و ایده جدید خلق کنند اما خلاقیت از شروط الزامی نیست. چرا که با قدم های اولیه در مسیر و آشنایی بیشتر با فضای ایده پردازی، می‌توان به این مهم دست یافت.

بسیاری از ایرانی‌ها قدرت خیال‌پردازی خوبی دارند؛ اما تنها افراد معدودی به آن اهمیت داده و اکثراً بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذرند. حتی بسیاری از افراد آن را چیز بدی می‌دانند! تفاوت کارآفرینان موفق با دیگران در این است که به خیال‌پردازی‌هایشان جامه عمل می‌پوشانند.

اگر به کاری اشتغال دارید که علاقه‌ای به انجام آن ندارید، هم‌اکنون از آن کار دست بکشید! وقتی از کاری که به آن علاقه ندارید، دست می‌کشید، تمام انرژی تان صرف یافتن راهی برای شغل مورد علاقه‌تان می‌شود و جالب اینجاست که تمام ذهنتان درگیر این می‌شود که چه کاری برایتان مناسب‌تر است. شغل ابزاری است برای رشد انسان، نه فقط یک امنیت مالی سطح پایین برای اسارت او.

جسارت ویژگی افرادی است که ترس‌هایشان را شناخته و بر آن غلبه کرده‌اند. ترس‌ها بزرگ‌ترین موانع رهایی و پیشرفت انسان هستند. انسان‌های بزرگ با ترس‌هایشان مواجه شده و انسان‌های ضعیف از آن فرار می‌کنند.

حال که هدفتان را مشخص کرده‌اید کافی است بر آن متمرکز شوید. مانند ذره‌بینی عمل کنید که اشعه خورشید را بر نقطه‌ای جمع و قدرت و حرارت آن را چندین برابر می‌کند. به عوامل مزاحم اجازه ندهید به ذهنتان وارد شوند. تمام ابزار لازم برای رسیدن به هدفتان را جمع‌آوری کنید و تا رسیدن به هدف دست از تلاش برندارید. از تجربه‌هایتان پله‌هایی برای بالارفتن بسازید و هرگز از شکست خوردن نترسید.

حتماً بخوانید :  چگونه خلاقیت را کشف کنیم؟

۷-راه میانبری برای کارآفرینی وجود دارد:

تمام کارآفرینان موفق ای که در فضای اقتصاد ملی و بین المللی حرفی برای گفتن دارند، مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده اند. اما در هنگام طی آن مسیر، چهره مشهوری نبودند که سختی هایشان در انظار عموم دیده شود، پس از گذراندن آن دوران و وقتی که به دوران طلایی و موفقیت رسیدند، مصاحبه ها و داستان های زیادی از تجربه های آنان پخش می شود اما برای خوانندگان و تازه کاران این عرصه، بیشتر جنبه تئوریک و داستان دارند. چه بهتر است با مطالعه و درس گرفتن از تجریبات این افراد، مسیر را کوتاه تر کرده و تعداد خطاها را کاهش دهیم و این را نیز بدانیم و باور کنیم که هرآنچه امروز جلوی پای ماست، در مسیر آنان نیز بوده است. در مقاله “عوامل موفقیت و شکست در استارتاپ” از مدیرنو، به خلاصه ای از عوامل موفقیت و شکست کارآفرینان موفق اشاره شده است.

اطرافیان ایده‌تان را تحقیر می‌کنند: لامبورگینی نتیجه تحقیر شدن مالک این برند توسط مالک فراری بود. روزی که به اوگفت تو شاید بتوانی تراکتور برانی اما هیچگاه یک فراری را نخواهی راند. اگر او به تحقیر اطرافیانش توجه می‌کرد و دست از کار می‌کشید، ایده اش نابود میشد و موفقیت و شهرت امروز را نداشت.

حتماً فرد باید به تنهایی شرکت را تاسیس کند: چنین تفکری غلط است. در داستان‌های کارآفرینی یک نفر نقش یک قهرمان را بازی می کند اما تحقیقات و واقعیت چیز دیگری را نشان می دهد. این “تیم” است که شرکت را تاسیس می‌کند نه فرد. اساساَ تیمِ شایسته و متشکل از افراد با انگیزه و متخصص، شانس موفقیت بیشتری دارد.

امتیاز دهید
The following two tabs change content below.
Avatar

زهرا اسماعیلی

دانش آموخته کارشناسی مدیریت دولتی و کارشناسی ارشد EMBA علاقمند به حوزه های استراتژی، بازاریابی و کارآفرینی. تحول محیط و دانش روز افزون بشری مارا بر ان داشته تا با نشر دانسته ها به کشف ندانسته ها به تکامل روزافزون برسیم.
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/EtY8B
2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *