فروشنده

به عنوان فروشنده چطور باید با مشتری ها برخورد کنیم؟

یک نکته که لازم است تمام فروشندگان و بازاریابان عزیز به آن توجه کافی داشته باشند این است که حرفه ی ما – فروشندگی و بازاریابی- در رده و دسته­ ی «مشاغل خدماتی» طبقه بندی می شود. این یعنی ما به عنوان فروشنده، خدمتگزار مشتریان هستیم. دلیل تاکید بر ضرورت توجه به این نکته چیست؟ رفتار غیر حرفه ای برخی همکاران.

شرح شغل ما چیست؟

مشتری وارد فروشگاه ما می شود یا ما برای ارائه و معرفی محصول و خدمتمان به محل او مراجعه می کنیم. این، به خودی خود، هیچ الزامی برای مشتری نمی آورد که حتما از ما خرید کند.

اصلا این که مشتری از ما خرید کند یا نه، یک تصمیم کاملا ً شخصی است که به خود او مربوط است و تنها کاری که ما به عنوان فروشنده انجام می دهیم و باید با تمام انرژی و توان و با کیفیت عالی از عهده اش بربیاییم این  است که اطلاعات مورد نیاز او را در اختیارش قرار بدهیم. یا بعد از این که تشخیص دادیم او به چه محصول یا خدمتی نیاز دارد و آن محصول یا خدمت را تولید کردیم و به مرحله ­ی قابل ارائه رساندیم، مانند یک مشاور دلسوز، کاربلد و حرفه ای، همراهی اش کنیم تا بتواند مجموعه ­ای از اطلاعات مورد نیاز را گردآوری کند و تصمیمی مناسب و سودبخش بگیرد.

پس، اگر اطلاعات ارائه شده از سوی ما را کافی ندید، اگر توضیحات بیشتری خواست، اگر خسته مان کرد، اگر بارها رفت و برگشت و سوالات تازه تری پرسید، اگر بارها او را در آستانه ­ی خرید دیدیم و بعد دیدیم که هنوز تصمیم قطعی برای خرید محصول یا استفاده از خدمت ما نگرفته است، اگر شک و تردیدهایش کاهش نیافت، اگر بعد از تمام توضیحات و تلاش های ما همچنان عنوان کرد که مایل است سری هم به فروشگاه­ های دیگر بزند و یا محصولات دیگرمان را هم ببیند و بررسی کند، اگر متوجه شدیم نمی تواند به ما اطمینان کند و مردد است، اگر در نهایتِ تلاشی که می کنیم، تصمیم گرفت از ما خرید نکند و به سراغ دیگران برود، هیچ  اعتراضی وارد نیست و ما حق نداریم با او تلخی و ترشرویی کنیم. حق نداریم آزرده شویم و رفتارمان با او تغییر کند و نباید ذره ای از احترام و تعظیم ما در مقابل او کاسته شود.

فکر می کنید چقدر امکان دارد صاحب یک بنگاه یا یک کسب و کار، خودش با دست خودش مشتری را فراری بدهد و او را پیش از “خرید” به “انصراف از خرید” و در واقع “ترک خرید” و “ترک فروشگاه” دعوت کند؟ در مقاله “چه فروشندگانی مشتریان را فراری می دهند؟ “، از مدیران نواندیش در مورد این نوع از فروشنده ها، بیشتر بدانید.

به عنوان یک خدمتگزار، درست تر این است که علل عدم توفیق در جلب توجه مشتری و عدم توفیق در تبدیل شک او به تمایل خرید را از ناحیه­ ی خودمان بدانیم و به جای انتخاب رفتار غیر حرفه­ ای با مشتری، تلاش و همت مان را صرف فراگیری بهتر اصول و قواعدی کنیم که برای موفقیت در فروش و بازاریابی نیازمند آنها هستیم.

حتماً بخوانید :  دوری از اتلاف زمان در فروش

باید به عنوان یک خدمتگزار، هر گونه عدم توفیق در فروش به مشتری را به کاستی ها و ناتوانی­ های فردی و تخصصی خودمان نسبت بدهیم و با تحلیل آنچه میان ما و مشتری به وقوع پیوسته، نواقص کاری خودمان در این تعامل را پیدا کنیم و نسبت به رفع آنها تلاش کنیم.

به عنوان مدیر فروش یا سرپرست بازاریابی هم باید در انتخاب و استخدام و به کارگماری فروشندگان و بازاریابان به این شرط توجه کنیم که کارکنان بخش فروش و بازاریابی ما لازم است به جای اینکه از مشتری توقع خرید داشته باشند، به این فکر باشند که صبر و تحمل شان را در کنار تخصص ها و سایر مهارت هایشان افزایش بدهند و خرید را پس از هر میزان کوشش در تعامل با مشتری، یک حق انتخاب طبیعی برای او بدانند نه یک الزام از ناحیه­ ی ما.

کوتاه سخن این که: خدمتگزار، با کارفرمای خود ترشرویی و تلخی نمی کند.

به عنوان فروشنده چطور باید با مشتری ها برخورد کنیم؟
۴ (۸۰%) ۱ رای
The following two tabs change content below.

علیرضا داداشی

مدرس دانشگاه نویسنده کتاب بیست گفتار فروش و بازاریابی دارای سوابق تدریس و آموزش در بانک و سازمان ها دارای چندین مقاله علمی ترویجی و چندین مقاله منتشره در حوزه فروش و بازاریابی و کارآفرینی
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/Pyz8d
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *