استراتژی های سازمانی

برنامه های عملی موفق در اجرای استراتژی های سازمانی

برنامه های عملی موفق در اجرای استراتژی های سازمانی » اجرای موفق  استراتژی، فقط از طریق تبدیل برنامه‌های استراتژیک به برنامه‌های عملی که در سطح واحدها اجرا می‌شوند، امکان پذیر است. این برنامه های عملی باید اهداف کلیدی استراتژی را از طریق ارائه گام های عملی هدایت نموده و پیشرفت آن ها را در طول زمان اندازه گیری کنند.

 شما به عنوان مدیر در طول اجرای استراتژی های سازمانی باید اطمینان حاصل کنید که افراد، منابع مورد نیاز خود را در اختیار دارند و همه چیز مطابق برنامه پیش می رود.

یک برنامه‌ی عملی، نقطه‌ی تلاقی برنامه ریزی و اجرای استراتژی است. همچنین مرحله‌ای است که مدیران میانی می‌توانند سهم مهم و چشمگیری در موفقیت سازمان داشته باشند.

برای آشنایی بیشتر با مفهوم استراتژی های سازمانی، می توانید مقاله “استراتژی چه نقشی در سازمان دارد؟” از مدیران نواندیش را مطالعه نمائید.

 در این مقاله، فرایند برنامه‌ریزی عملی به چند گام کلیدی تقسیم شده  و در ادامه هر کدام از این گام ها را بررسی می کنیم. شما می‌توانید از آن به عنوان برنامه‌ی عملی خود استفاده کنید.

از برنامه‌ی استراتژیک تا برنامه‌های عملی واحد

برنامه عملی، سندی است که با اهداف استراتژیک شروع شده و تمام گام های مورد نیاز برای رسیدن به آن اهداف را شناسایی می‌کند.

به عنوان مثال به منظور نیل به هدف “متمایز کردن بیشتر”، تولیدات جدید شرکت را به گونه ای طراحی کنید که این امکان را به تولیدکننده‌ها و فروشنده‌ها بدهد که طبق سفارش مشتری، محصول را ساخته و به سرعت تحویل مشتریان دهند. گرچه هر واحد شرکت باید به این استراتژی از طریق برنامه‌های اجرایی مشخص کمک کند، اما سه واحد بیشتر از واحدهای دیگر تحت تاثیر این استراتژی خاص قرار خواهند گرفت:

– توسعه محصول

– فروش و بازاریابی

– تولید

به عنوان نمونه، در نمودار زیر، اهداف واحدها و برنامه‌های عملی با توجه به استراتژی های سازمانی ارائه شده‌ است :

0001

هدف گذاری

اهداف مشخص می‌کنند چگونه سازمان به عنوان یک مجموعه، تلاش‌هایش را طی سال های آتی جهت می‌دهد. هر واحد، اهداف استراتژیک کل شرکت را گرفته و آن را به اهداف روشن و قابل اندازه‌گیری واحد تبدیل می‌کند. به عبارت دیگر اهداف کلی و کیفی را به اهداف جزئی‌ و کمّی تبدیل می‌کند.

مدیریت ارشد باید اهداف واحد‌ها را بررسی کند تا اطمینان بیابد که آن‌ها:

– از استراتژی های سازمانی حمایت کرده و با آن سازگار هستند.

– به برنامه‌ای کامل برای دستیابی به اهداف استراتژیک شرکت تبدیل می‌شوند.

0002

توافق بر اهداف کمّی عملکرد

هنگامی که اهداف را تعیین می‌کنید و برای دستیابی به آن طرحی می‌ریزید، واحدتان باید راه‌هایی برای اندازه‌گیری عملکردش مطابق با آن اهداف تعیین کند. معیارهای اندازه‌گیری عملکرد باید مناسب و شفاف باشند.

همچنین معیارهای سنجش عملکرد، باید شاخص‌هایی را نشان دهد که شما بتوانید بدون صرف هزینه‌های گزاف، آن‌ها را اندازه‌گیری کنید.

سیستم‌های متعددی برای سنجش عملکرد وجود دارد. مدیران به طور سنتی به حسابرسی شاخص‌های عملکرد می‌نگرند. مهمترین آن‌ها درآمد از فروش، فروش به ازای هر کارمند، سود ناخالص، حاشیه سود، برگشت بر سرمایه گذاری و برگشت بر دارایی هاست.

به عنوان مثال در واحدهای بازاریابی، تولید و منابع انسانی، معیارهای ذیل باید کنترل شوند:

حتماً بخوانید :  نکاتی برای مدیران منابع انسانی در دوران بحران اقتصادی

0003

وقتی نتایج مهم عملکرد همه واحدها تعیین شد، گام بعدی، تصمیم گیری در مورد چگونگی ارزیابی موفقیت است. بر مبنای معیارهای ذکر شده، اهداف واحدها را تعیین کنید.

طراحی مراحل عملی

پس از اینکه اهدافی معین، قابل اندازه‌گیری، واقع گرایانه و با محدوده‌ی زمانی معین در سطح واحد تعیین کردید، این سوال مطرح را کنید: چگونه می‌توانیم به این اهداف دست یابیم؟

پاسخ این است: “چه کسی”، “چه چیزی” و “چه زمانی” کارهای استراتژیک را انجام می‌دهد و اهداف را تحقق می‌بخشد. مجموع این مراحل باید کار را به انجام برساند.

برای نیل به یک هدف این سوال را بپرسید: تمام مراحلی که باید برای رسیدن به اهداف طی شوند چیست؟ هرگاه پاسخ سوال را پیدا نکردید، این سوال را برای هر مرحله که در پاسخ به سوال اول شناسایی نموده اید، بپرسید: آیا این مرحله می‌تواند به مرحله‌های جزئی‌تری تقسیم شود؟ با چندین بار پرسیدن این سوال در هر مرحله و مرحله‌های جزئی آن، به نقطه‌ای می‌رسید که دیگر نمی‌توانید یک مرحله را به مراحل جزئی‌تری تقسیم کنید. آن وقت است که شما هر مرحله‌ی عملی را شناسایی کرده‌اید.

صرف نظر از توضیحات تئوریک این روش، شما نیز به عنوان مدیران پروژه می‌توانید از این روش برای اطمینان از این‌که تمام کارها و وظایف را در نظر گرفته‌اید، استفاده کنید. سپس زمان لازم را برای هر مرحله تخمین بزنید. هر مرحله باید مسئول انجام داشته باشد که رسماً مسئولیت آن را به عهده می‌گیرد. مراحلی که مسئول مشخصی ندارند، اغلب اتفاقی انجام می‌شوند یا انجام نشده رها می‌گردند.

تعیین منابع مورد نیاز

یک برنامه اجرایی، کامل نیست؛ مگر اینکه میزان منابعی که یک واحد برای اجرای سهمش در استراتژی های سازمانی نیاز دارد، تعیین شده باشد. منابع یک برنامه‌ی عملی معمولاً شامل موارد زیر است:

– افراد

– فناوری

– پشتیبانی از بخش های دیگر

زمان

– پول (بودجه)

– فضای اداری

– شرکای استراتژیک

– آموزش

مدیران غالباً در تخمین منابع مورد نیازشان اشتباه می کنند. مدیرانی که نمی توانند نیازهای واقعی را خوب تعیین کنند یا راه های میان بر را انتخاب می کنند، با ریسک کمبود منابع برای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌هایشان مواجه می‌شوند.

در اینجا برخی از سوالاتی آورده شده است که می‌توانید به منظور ارزیابی دقیق منابع مورد نیاز، مطرح کنید:

– چگونه این برنامه‌ی عملی جدید بر کارهای عادی روزانه تاثیر خواهد داشت؟

– آیا منابع موجود می‌تواند برنامه عملی را همزمان با انجام کارهای عادی پوشش دهد؟

– اگر نه، واحد چه منابع اضافی دیگری نیاز خواهد داشت؟

– کارکنان چه مهارت‌های جدیدی برای اجرای برنامه نیاز دارند؟

چه آموزش‌هایی و به چه قیمتی لازم خواهد بود؟

– چه سیستم ها یا فناوری های جدیدی برای پشتیبانی از اقدامات لازم است و به چه قیمتی؟

0004

 درک ارتباطات به هم پیوسته

واحدها وقتی در انزوا و به تنهایی کار می‌کنند، به ندرت موثرند. آن‌ها برای دستیابی به اهدافشان به همکاری با دیگران – هم در داخل و هم در خارج از شرکت – نیازمندند. این نقاط همکاری بین واحدی (به هم پیوستگی‌ها) در نمودار سازمانی دیده نمی‌شوند، ولی در عین حال نقش به سزایی در به انجام رساندن کارها دارند. به هم پیوستگی‌ها می توانند در قالب گروه کار، گروه‌های بین بخشی یا افراد درون یک واحد که با هم کار می‌کنند، باشند. امروزه درصد فزاینده‌ای از کار در شرکت‌های تجاری از طریق ارتباطات به هم پیوسته کامل می‌شود.

حتماً بخوانید :  چگونه می توانید مشتریانتان را در قلب برندتان قرار دهید؟

در زیر، نمونه‌ای از ارتباطات به هم پیوسته آورده شده است:

0005

جهت افزایش و تسهیل همکاری بین واحدها، می توانید اغلب تیم‌های بین واحدی مشتمل بر نمایندگانی از هر واحد را تشکیل دهید. وظیفه‌ی این تیم، تعیین انتظارات و تعهدات به هم پیوسته است. تیم های بین واحدی باید منشوری را تهیه کنند و در آن نقش ها، مسئولیت‌ها و موعدهای مهم، چیزهای تحویلی و فرایندهای تصمیم‌گیری تیم‌ها ترسیم شود.

برآورد اثرات مالی

قسمت نهایی برنامه‌ی عملی، تخمین هزینه‌های مرتبط با برنامه است. به عنوان مثال اگر بخش خدمات مشتری، هدف افزایش ۱۰% شاخص رضایت مشتری را داشته باشد و بداند که نیاز به دو کارمند جدید و برنامه کارآموزی برای تمام افرادی که با مشتریان ارتباط دارند، باید برآورد درستی از هزینه های اضافی داشته باشد. برخی از واحدها، مانند فروش هم باید افزایش درآمد پیش بینی شده از اجرای برنامه و هزینه دستیابی به آن را برآورد کنند.

بدبختانه حتی بهترین برنامه‌های عملی هم در مواجهه با رخدادهای پیش‌بینی نشده و تعارض‌ها و مشکلات انسانی که می‌توانند آن را از مسیر منحرف کنند، آسیب پذیرند. وظیفه شما به عنوان مدیر این است که اطمینان یابید برنامه‌های عملی در مسیر اصلی باقی می‌مانند و با استراتژی های سازمانی مطابقت دارند.

برنامه های عملی موفق در اجرای استراتژی های سازمانی
۴ (۸۰%) ۲ رای
The following two tabs change content below.
Avatar

زهرا اسماعیلی

دانش آموخته کارشناسی مدیریت دولتی و کارشناسی ارشد EMBA علاقمند به حوزه های استراتژی، بازاریابی و کارآفرینی. تحول محیط و دانش روز افزون بشری مارا بر ان داشته تا با نشر دانسته ها به کشف ندانسته ها به تکامل روزافزون برسیم.
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/SI8Ud
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *