استراتژی

استراتژی چه نقشی در سازمان دارد؟

استراتژی چه نقشی در سازمان دارد؟» به قلم دکتر رضاییان، استراتژی از نظر تئوری، برنامه‌ای جامع برای عمل است که جهت‌گیری های عمده سازمان را معین می کند و رهنمودهایی برای تخصیص منابع در مسیر نیل به اهداف بلند مدت سازمان، پیش پای مدیران قرار می دهد. انتخاب استراتژی، کاری پیچیده و حتی مخاطره آمیز است. زیرا هر استراتژی، سازمان را به یک محیط رقابتی خاص هدایت می کند و چگونگی برنامه ریزی مدیران برای تطبیق قوت ها و ضعف های سازمان با فرصت ها و تهدیدات محیطی را معین می سازد.

استراتژی در ادبیات مدیریت، به خصوص در ادبیات حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک، چنان برای مدت‌های طولانی و با تأکید بسیار تکرار شده است که مدیران ارشد گمان می‌کنند وظیفه آنها صرفاً فرموله کردن استراتژی و وظیفه دیگران صرفاً اجرا کردن این استراتژی است. در ‌واقع، طبق این تعریف، مدیریت ارشد صرفاً فکر می‌کند و دیگران (طبق آنچه به آنها ابلاغ شده) عمل می‌کنند.

[boc_message type=” success]

“استراتژی یک باور است و نه یک تئوری” باوری که باید در ذهن کلیه مدیران جای بگیرد.

[/boc_message]

اما وجود این تئوری در منابع مکتوب، برای اداره سازمان کفایت نمی‌کند. بیش از ۹۰ درصد از استراتژی ها با شکست مواجه می شوند و از دستیابی به اهداف اساسی خود باز می مانند.

دو دلیل عمده برای این مشکل اساسی وجود دارد:

اول اینکه سازمانها معمولاً با قابلیت های مدیریتی اداره می شوند. حال آنکه پیاده سازی استراتژی بیش از آنکه نیازمند مدیریت باشد نیازمند راهبری است.

دلیل دوم این امر شکافی است که بین لایه استراتژیک (راهبری) و لایه عملیاتی (مدیریتی) سازمانها وجود دارد. لذا لازم دیده می شود توسط اقداماتی فراگیر در سراسر سازمان، استراتژی به واحد های عملیاتی نفوذ کرده و به عنوان دستورالعمل روزانه، مورد توجه قرار گیرد.

شاید به نظر ناراحت کننده بیاید، اما پابرجا بودن یک کسب و کار تا ابد تضمین شده نیست. تقریباً تمام کارآفرینان در یک برهه با وظیفه ی مدیریت کسب و کار در حال مرگ رو به رو می‌ شوند. هر کسب و کاری در طول دوره ‌ی وجودی خود با یک تجربه نزدیک به مرگ مواجه خواهد شد.در مقاله ” ۷ استراتژی اساسی برای مدیریت کسب و کار در حال مرگ ” به این موضوع می پردازیم.

استراتژی

ده اصل اساسی استراتژی از نگاه ویلیام کُهن:

-کاملاً به یک هدف معین و روشن متعهد باشید.

-ابتکار عمل را در دست بگیرید و آن را حفظ کنید.

-برای تجمیع و تمرکز منابع خود صرفه جویی کنید.

-از موقعیت یابی استراتژیک بهره ببرید.

-کارهای غیر منتظره انجام دهید.

-همه چیز را ساده بگیرید.

-همزمان راه حل ها و جایگزین های چند گانه فراهم کنید.

-برای دستیابی به هدف از مسیرهای غیر مستقیم استفاده کنید.

-زمان بندی و ترتیب گذاری را اعمال کنید.

-از موفقیت خود بهره برداری کنید.

در ادامه به چند روش عملی در داخل سازمان اشاره می‌کنیم:

۱- استراتژی را نمی‌توان از بیرون خرید و یا به واحد مطالعات برنامه‌ریزی در شرکت سفارش داد. مشارکت افراد کلیدی سازمان در فرآیند خلق استراتژی یک ضرورت اساسی است. منظور از افراد کلیدی، افرادی در روند تولید خدمت یا کالا است که از دانش لازم در حوزه فعالیت خود برخوردارند و در روند امور سازمان  نقش مؤثری دارند.

حتی یک سرکارگر می تواند با دانش فنی خود، به عنوان یک نقش کلیدی در سازمان شناخته شود. باید از این فرد به عنوان منبع اطلاعات داخلی، در روند تصمیم‌گیری‌های سازمان کمک گرفت.

این همکاری در روند تدوین استراتژی، سبب ایجاد احساس تعلق در افراد می شود. لذا احتمال عملی شدن بندهای استراتژی افزایش می یابد. شرکت افراد در فرآیند خلق استراتژی، باعث ایجاد تحول در سازمان می‌شود. بنابراین مشارکت نه تنها در توسعه قابلیت‌های خلق استراتژی و تفکر استراتژیک افراد بلکه در امکان پیاده‌سازی برنامه‌ها نیز نقش اساسی دارد.

۲- مینتزبرگ معتقد است که استراتژی چیزی نیست که در جلسات رسمی برنامه‌ریزی حاصل شود. استراتژی پدیده‌ای خودجوش است و حاصل اجرای یک فرآیند مشخص قدم به قدم نمی‌باشد و آن را نمی‌توان از اجرای یک سری دستورالعمل مشخص استخراج کرد.

گری همل نیز با نظر مینتزبرگ مبنی بر “خودجوش بودن استراتژی” موافق است، اما تاکید دارد که طبیعت خودجوش بودن استراتژی مانع از مشارکت ما در فرآیند خلق استراتژی نمی‌شود. به زبان ساده تر، هدف افراد سازمان، باید برگرفته از استراتژی باشد. حتی کوچکترین اقدام در سازمان یا شرکت، باید به عنوان قدمی در مسیر نیل به اهداف استراتژیک برداشته شود.

۳- اگر هدف خلق استراتژی را “تحول” بدانیم، در این صورت نمی‌توانیم نسبت به کیفیت اجرای آن بی‌تفاوت باشیم. از طرفی دستیابی به تحول در سازمان بدون تحقق تحول در عوامل ایجاد آن یعنی انسان‌ها، امری ناشدنی است.

بر این اساس می‌توان گفت ارزش واقعی خلق استراتژی در فرآیند آن حاصل می‌شود و نه صرفاً در محصول نهایی آن یعنی “استراتژی” و این به فرهنگ سازمان اشاره دارد. لذا توجه مدیران عالی را به فرهنگ سازی در سازمان معطوف می کند. چیزی که در سازمان، به عنوان فرهنگ بین افراد وجود داشته باشد، نیازی به دیکته کردن ندارد.

strategy--

چطور نشان می دهید که متاثر از استراتژی عمل می کنید؟

اگر مدیر تاسیسات بتواند به صورت استراتژیک عمل کند، همه می‌توانند این کار را کنند. بنابراین اگر نتوانید انقلاب استراتژیکی کنید تا حوزه ی خود را با استراتژی شرکت هماهنگ سازید چه می شود؟

بهترین کار بعدی این است که حتماً به زبان اولویت های تازه حرف بزنید. بنابراین اگر اولویت جدید در باره ی تمرکز بر مشتری است، همه ی کارهایی را که بر مشتری تمرکز دارند برجسته کنید و نشان دهید چطور مشغول افزایش آن تمرکز در واحد خود هستید. صحبت کردن به این شیوه، موسیقی گوش نوازی برای مدیران ارشد خواهد بود که معمولاً از اینکه ایده‌های آن ها در سازمان به طور کامل درک یا اجرا نمی شوند، ناخرسندند. شما ظاهری متفاوت خواهید داشت و از همتایان خود به دلایلی متمایز خواهید شد.

مثالی ساده :

شما مدیر تاسیسات یگ بنگاه خدماتی حرفه ای هستید. مدیرعامل جدید به این نتیجه رسیده که لازم است بنگاه بیشتر بر مشتری تمرکز داشته باشد و بیشتر کار جمعی کند. حالا این موضوع چه ربطی به شما دارد؟ شما معمولاً نگران چیزهایی هستید که مورد توجه مشتری نیستند؛ مثل دستگاه قهوه، نظافت دفتر و اینکه میزها کجا باشند.

اما شما متفاوت هستید. متوجه می شوید که فرصت دارید تا تفاوت ایجاد کنید و بدرخشید. بنابراین با تغییر آرایش دفتر، کار را شروع می کنید. برای تشویق اینکه کارکنان با مشتری وقت صرف کنند، بحث اشتراک میز را مطرح می کنید. به این معنا که میز به تعداد کارکنان نگذارید.

برای تشویق محیط کاری دوستانه تر، دفاتر خصوصی مدیران اجرایی را با یک فضای دارای طرح باز جابه‌جا می کنید. بعد با قسمت آی تی کار می کنید تا به جای رایانه های رومیزی، از رایانه های دستی استفاده شود تا مدیران اجرایی بتوانند سفر کنند و وقت بیشتری را با مشتریان صرف کنند. در اصل شما یک انقلاب استراتژیک را عملی می کنید و در تمام شریان های سازمانتان به جریان می اندازید.

حتماً بخوانید :  مشاوره کسب و کار چیست؟
امتیاز دهید
The following two tabs change content below.
Avatar

زهرا اسماعیلی

دانش آموخته کارشناسی مدیریت دولتی و کارشناسی ارشد EMBA علاقمند به حوزه های استراتژی، بازاریابی و کارآفرینی. تحول محیط و دانش روز افزون بشری مارا بر ان داشته تا با نشر دانسته ها به کشف ندانسته ها به تکامل روزافزون برسیم.
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/DIIqj
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *