آموزش زبان تجاری (درس پانزدهم)

corporate identity(1 (هویت سازمانی)

تعریف:

هویت سازمانی شامل نشانه، رنگ، نام، شکل بسته بندی و شعارهای تبلیغاتی شرکت بوده که برای ایجاد یک تصویر از برند و همچنین تدوین فلسفه برند استفاده می شود. هویت سازمانی به این موضوع اشاره دارد که یک شرکت چگونه خودش را می بیند، چطور می خواهد توسط دیگران دیده شود و چطور دیگران آن را تشخیص داده و به یاد می سپارند.

مثال:

[latin-p]1-We had a corporate identity and we knew who we were and that meant that we had a set structure of performing a certain way.[/latin-p]

۱-ما یک هویت سازمانی داشته و می دانستیم که چه کسی هستیم و این یعنی داشتن یک ساختار به خصوص برای انجام امور در یک مسیر مشخص.

[latin-p]2-Google is a company that has been known for its corporate identity of being a modern company which is symbolized by its name which is unique in sound and in image, with a symbol which is always changing in shape and color.[/latin-p]

۲-،گوگل شرکتی است که طبق هویت سازمانی اش به عنوان شرکتی مدرن با تصویری منحصر به فرد و نمادی که از لحاظ شکل و رنگ متغیر است شناخته می شود.

۲-division of labor (تقسیم کار)

تعریف :

تخصصی سازی وظایف که هر کارمند می تواند تبدیل به یک متخصص در زمینه کاری خودش شود. در حال حاضر تقسیم کار انعطاف پذیرتر شده و تخصصی سازی وظایف نیز نامیده می شود.

مثال:

[latin-p]1-Due to the division of labor all of our employees were very proficient in their tasks because they were able to focus on learning only specific things.[/latin-p]

حتماً بخوانید :  آموزش زبان تجاری (درس دهم)

۱-طبق تقسیم کار انجام شده، تمام کارمندان ما در کارهایشان ماهر شده اند چون فقط روی یادگیری مسائل خاصی تمرکز کرده اند.

[latin-p]2-Division of Labor was first perfected on the assembly lines which were invented by the car manufacturer Henry Ford in the early 1900’s.[/latin-p]

۲-تقسیم کار در خط مونتاژ کارخانه  ماشین سازی هنری فورد در دهه ۱۹۰۰ به کار گرفته شد.

۳-structure (ساختار)

تعریف :

چارچوبی از عناصر سازمانی (وظایف، اعضا، قسمت ها و …) که باعث ثبات بخشیدن به فعالیت های سازمان شده و فشارها و استرس ها را کاهش می دهد. هر عنصر به طور فیزیکی یا عملکردی به عناصر دیگر وابسته است.

مثال :

[latin-p]1-The physical structure of the house was sturdy enough to withstand the strong winds of the hurricane.[/latin-p]
۱-ساختار فیزیکی خانه به اندازه کافی مستحکم بود که در برابر بادهای طوفانی مقاومت کند.
[latin-p]2-I enjoy working for this multi-level marketing company and I have made a lot of sales, but the company’s bonus structure leaves a lot to be desired.[/latin-p]
۲-من از کارکردن برای این شرکت بازاریابی چند سطحی لذت برده و فروش زیادی را انجام دادم، اما ساختار پاداش دهی شرکت باید اصلاح می شد.
*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

فروغ فکری

کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی هستم. همواره به دنبال خواندن، آموختن و آموزش مفاهیم نو و کاربردی به دیگران بوده و به حوزه های مدیریت منابع انسانی، برندینگ و تبلیغات علاقه مندم. امیدوارم با ارائه دانش و تجربه ام بتوانم مخاطبان را به سوی موفقیت در کسب و کارشان سوق داده و نقش موثری در انتقال دانش روز مدیریتی به آنها ایفا نمایم.

حتماً بخوانید :  آموزش زبان تجاری (درس سوم)
مشاهده همه پست ها
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *