آموزش زبان تجاری (درس سی ام)

آموزش زبان تجاری (درس درس سی ام) » در این درس از آموزش زبان تجاری، به بررسی واژه های هوش رقابتی، ماموریت و شریک پرداخته و مثال هایی در خصوص سه لغت یاد شده ارائه می دهیم.

۱)competitive intelligence (هوش رقابتی)

تعریف:

فرآیند مداوم  نظارت بر صنعت یا بازار یک شرکت برای مشخص نمودن ۱-رقبای جدید و فعلی ۲- فعالیت های جاری و آتی رقبا ۳- تاثیر فعالیت های رقبا بر شرکت ۴- نحوه واکنش به فعالیت های رقبا. این کار متفاوت با جاسوسی صنعتی است چون از اطلاعات قانونی و اخلاقی برای جمع آوری اطلاعات استفاده می کند.

مثال :

[latin-p] 1-Based on our current competitive intelligence, there is a new company that could take a significant portion of our costumer base, so we may need to lower our prices in that area.[/latin-p]

۱- بر اساس هوش رقابتی فعلی ما، یک شرکت جدید ایجاده شده که می تواند بخش قابل توجهی از مشتری ها را در اختیار بگیرد، بنابراین نیاز است قیمت های خود را کاهش دهیم.

[latin-p]2-You should try to have as much competitive intelligence on your side as possible to keep your business ahead of the pack.[/latin-p]
۲- شما باید با استفاده از حداکثر هوش رقابتی خود، کسب و کارتان را بالاتر از رقبا نگه دارید.

 ۲)mission (ماموریت)

تعریف :

مأموریت سند تدوین شده‌ای است که اهداف باثبات و منحصر به فرد سازمان را تعریف می‌کند: چرا ما وجود داریم؟ اهداف ما چیست؟ ما می‌خواهیم به چه چیزی برسیم؟

 مثال :

[latin-p]1-It’s helpful to have a clear mission to refer back to when making decisions .[/latin-p]

۱- داشتن ماموریت مفید است چون ب هنگام تصمیم گیری ها می توانید به آن رجوع کنید.

[latin-p]2-The company has a mission to make customers happy, by giving them excellent products at good prices .[/latin-p]
۲- ماموریت سازمان، راضی نگه داشتن مشتریان با ارائه محصولاتی با قیمت های عالی بود.

۳)partner(شریک)

تعریف :

افرادی که با هم در یک کسب و کار شراکت داشته  و در سود، زیان و ریسک های کار با هم همراه هستند.


[latin-p]1-The law firm threw a big party  to celebrate its newest lawyer being made a partner of the firm.[/latin-p]

۱- شرکت یک جشن بزرگ به مناسبت یافتن شریک جدید ترتیب داد.

[latin-p] 2-We decided to bring in another partner to alleviate some of our financial concerns and he also had previous experience in the industry.[/latin-p]

۲- ما تصمیم گرفتیم که شریک دیگری بیاوریم تا نگرانی های مالی مان را کاهش داده و از تجارب او در صنعت استفاده کنیم.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

آموزش زبان تجاری (درس سی ام)
امتیاز دهید
The following two tabs change content below.
Avatar

فروغ فکری

کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی هستم. همواره به دنبال خواندن، آموختن و آموزش مفاهیم نو و کاربردی به دیگران بوده و به حوزه های مدیریت منابع انسانی، برندینگ و تبلیغات علاقه مندم. امیدوارم با ارائه دانش و تجربه ام بتوانم مخاطبان را به سوی موفقیت در کسب و کارشان سوق داده و نقش موثری در انتقال دانش روز مدیریتی به آنها ایفا نمایم.
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/YL5Gz
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *