آموزش زبان تجاری

آموزش زبان تجاری (درس سی و سوم)

آموزش زبان تجاری (درس سی و سوم) » در این درس از آموزش زبان تجاری، به بررسی واژه های بهره وری، مشارکت و رهبر پرداخته و مثال هایی در خصوص سه لغت یاد شده ارائه می دهیم.

۱)productivity(بهره وری)

تعریف:

اندازه گیری بازده یک فرد، ماشین، کارخانه، سیستم، و غیره در تبدیل ورودی به خروجی مفید است.

مثال :

[latin-p]1-Knowing the productivity levels of all of your employees will help you to figure out who to keep and who to let go.[/latin-p]

۱- دانستن سطح بهره وری کارمندانتان به شما کمک می کند تا بدانید چه کسانی را باید حفظ کرد و چه کسانی را اخراج کنید.

[latin-p]2-The productivity of the individual was unmatched in the department so we decided to keep him during the lay offs.[/latin-p]
۲- بخاطر بهره وری بالای او، تصمیم گرفته شد که در طول اخراج ها حفظ شود.
[latin-p]3- My company was doing great in the area of productivity and we were selling more than we had initially even though.[/latin-p]
۳- شرکت من از نظر بهره وری، به طور عالی عمل می کرد و ما به فروشی بیش از حد معمول دست یافتیم.

 ۲)partnership(مشارکت)

تعریف :

نوعی از کسب و کار که در آن دو نفر یا بیشتر سرمایه، مهارت ها و دیگر منابع را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و تحت یک قرارداد مشترک در سود و زیان کار با هم به توافق می رسند.

 مثال :

[latin-p]1-The partnership between the two men was going along smoothly they had just pooled the money between the two of them and paid the deposit for the building that would house their second store.[/latin-p]

۱- مشارکت بین دو نفر به خوبی پیش می رفت و آنها پولشان را به اشتراک گذاشته و سپرده ای برای ساختمان فروشگاه دومشان پرداخت کرده بودند.

۳)leader(رهبر)

تعریف :

 شخصی که دارای یک موقعیت غالب و یا برتر در زمینه خود بوده و قادر به اعمال یک درجه بالایی از کنترل و نفوذ خود به دیگران است.


[latin-p]1-She wanted to be the leader of the group, because she thought that she had the best ideas out of anybody.[/latin-p]

۱- او می خواست رهبر گروه شود، چون فکر می کنرد که ایده های بهتری از دیگران دارد.

[latin-p] 2-Since she has trouble making decisions and asserting herself, it is hard for her staff to see her as an effective leader.[/latin-p]

۲- چون او در تصمیم گیری و اثبات خود دچار مشکل بود، کارکنانش نمی توانستند به او به عنوان یک رهبر موثر نگاه کنند.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

امتیاز دهید
The following two tabs change content below.
Avatar

فروغ فکری

کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی هستم. همواره به دنبال خواندن، آموختن و آموزش مفاهیم نو و کاربردی به دیگران بوده و به حوزه های مدیریت منابع انسانی، برندینگ و تبلیغات علاقه مندم. امیدوارم با ارائه دانش و تجربه ام بتوانم مخاطبان را به سوی موفقیت در کسب و کارشان سوق داده و نقش موثری در انتقال دانش روز مدیریتی به آنها ایفا نمایم.
لینک کوتاه این مقاله : https://modirno.ir/OFyt7
2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *