گاهی باید تسلیم شد، اما چه زمانی؟

گاهی باید تسلیم شد، اما چه زمانی؟» درباره فواید تسلیم نشدن، پشتکار و شکست ناپذیری بسیار شنیده‌اید و یا خوانده‌اید و حرف زدن درباره تسلیم شدن شاید کمی عجیب باشد. بگذارید با یک سوال شروع کنیم؛ آیا صرف زمان، هزینه و منابع را برای یک هدف یا ایده ناکارآمد و بی‌فایده را عقلانی می‌دانید؟ مسلماً جواب شما خیر است. می‌توان گفت که شکست هر کسب و کاری از سه جنبه خارج نیست، حالت اول ضعف ایده و هدف است یعنی از ابتدا مسیر اشتباه انتخاب شده است. دوم اجرای اشتباه و جنبه سوم زمان و محیط است. پس موفقیت اجرای درست ایده قوی در زمان و محیط مناسب است.

بررسی دلایل انتخاب هدف اشتباه و همینطور اجرای اشتباه و مشکلات محیطی بحثی جداگانه است، آما آنچه در این مقاله می‌خوانید برای زمانی است که مسیر اشتباه را رفته‌اید و در تشخیص اشتباه خود و کنار کشیدن از پیگیری دچار چالش شده‌اید.

مرز بین پیگیری و تسلیم کجاست؟

داشتن این طرز فکر که در هر حالت و با هر هزینه‌ای باید به مسیر خود ادامه دهید و برای رساندن خود و یا مجموعه خود به موفقیت تلاش کنید طرزی فکری کاملاً اشتباه است و همینطور این طرز فکر که در رویارویی با اولین مشکلات و سختی‌ها فکر کنید مسیرتان اشتباه است و دست از کار بکشید هم اشتباه است.

امکان دارد سالها برای هدف خود شبانه روز تلاش کنید، ضررهای بسیاری را متحمل شوید، تمام طرح‌ها و برنامه‌ها را اجرا کرده‌اید ولی باز هم به هدف خود نرسیده‌اید و یا به اصطلاح درجا می‌زنید. حتی تغییرات لازم را اعمال کردید ولی بی ثمر بوده، همکارانتان از پیگیری و تحمل سختی‌ها خسته می‌شوند و ساز جدایی می‌زنند، افراد جدید هم رغبتی به اهداف شما نشان نمی‌دهند و شما همچنان منتظر تغییر شرایط و دستیابی به وضعیت بهتر هستید.

حتماً بخوانید :  داشته ها را دوست بدارید نه خواسته ها را

رابطه تنگاتنگی بین رویاها و زندگی کاری انسان‌ها وجود دارد.

در واقع ما بیشتر وقت‌ها رویاهای خود را با ایده ها و اهدافمان پیوند می‌دهیم و علاوه بر جنبه خوب آن که همان پشتکار بیشتر است جنبه بدی هم دارد که باعث عدم تمایل به کنارکشیدن از مسیری است که فکر می‌کنیم تنها راه رسیدن به رویاها و اهدافمان است.

چاره کار این است که خود را منحصر به یکسری اهداف و مسیرهای مشخص نکنید و مسیرهای مختلفی برای رسیدن به رویاها و اهداف بلند مدت متصور شوید.
همیشه راه های جایگزین داشته باشید و آماده هر حادثه‌ای باشید.

کنار کشیدن از مسیر اشتباه و بازگشت به مسیر درست یک کار عقلانی و درست است اما این به معنای پذیرش آنچه محیط تحمیل می‌کند نیست.

موارد متعددی از موفقیت شرکت‌ها و کارآفرینان وجود دارد که در مسیرشان سالهای سخت و بدون سود سپری شده است تا رگه‌هایی از موفقیت پیدا شده، نکته اصلی در این موارد پتانسیل و قدرت بالای اهدافشان بوده، ایده‌ای کاملا حساب شده و با دقت اجرا شده و همینطور محیطی مساعد که متلاطم نیست و پیش بینی را امکان پذیر می‌کند. اما به تعداد شکست‌ها و تسلیم شدن افراد موفق در گذشته‌شان هم توجه کنید.

برای دستیابی به اهداف، زمان تعیین کنید.

آنچه بیش از همه باید به آن توجه شود زمان است، از دست دادن زمان و صرف آن برای کاری بی‌نتیجه اشتباهی جبران‌ناپذیر است.

پس باید در ابتدا باید زمانی را تعیین کنید که به اهداف مورد نظرتان دست یابید و اگر در زمان تعیین شده به آنچه می‌خواستید نرسیدید مسیر انتخابی را ارزیابی کنید، مدیریت پروژه مبحثی گسترده است که بخشی از آن تعیین زمان تکمیل پروژه یا همان هدف است.

حتماً بخوانید :  سه گام برای اجتناب از تله های موفقیت

هیچ کس مارک زاکربرگ را با عنوان تسلیم شده نمی‌شناسد اما او هم این تجربه را دارد.
سال ۲۰۰۴ زمانی که فیسبوک فقط پانصد هزار عضو داشت مارک زاکربرگ بیشتر وقت خود را برای ساخت یک اپلیکیشن اشتراک فایل می‌گذاشت و اعتقاد داشت این اپلیکیشن پتانسیل بیشتری برای پیشرفت دارد، اما اینگونه نشد. سال ۲۰۰۶ زاکربرگ توسعه این اپلیکیشن را کنار گذاشت و تسلیم شد. و پس از آن تمام وقت را برای توسعه فیسبوک گذاشت و حالا بیش از یک میلیارد کاربر فعال دارد.

چه زمانی باید از مسیر اشتباه خارج و تسلیم شویم؟

نمی‌توان یک جواب قاطع داد و یا یک فرمول جادویی برای همه اهداف و کسب و کارها ارائه داد تا نقطه شکست را تشخیص داد، چون‌ که هر کسب و کار و تجارتی کاملاً متفاوت هستند و اینکه چطور باید زمان تسلیم شدن را تشخیص داد خود مستلزم مدیریت قوی است که فقط با یادگیری و کسب تجربه می‌توان به آن دست یافت، مشابه فردی که در بازار بورس می‌داند چه زمانی باید سهام خود را بفروشد و چه زمانی سهام بخرد.باید آنالیز درست از بازار و محیط کار و تجارت داشته باشد در یک جمله شناخت و زمانسنجی درست نسبت به محیط داشته باشد.

 بعضی وقت‌ها باید تسلیم شد، اما چه زمانی؟
بعضی وقت‌ها باید تسلیم شد، وقتی کاری انجام می‌دهید که در راستای رسیدن به اهداف اصلی‌تان بی معنا و بی ثمر باشدو متوجه می‌شوید اگر در مسیر دیگری بودید، هدفی بهتری داشتید و یا در حوزه دیگری فعالیت می‌کردید با صرف زمان و هزینه کمتر جایگاه بهتری بدست می‌آوردید.

مانند افرادی نباشید که کل زندگی خود را در مسیر اشتباه پیموده‌اند و تازه متوجه شده‌اند که راه درست را انتخاب نکرده‌اند

حتماً بخوانید :  هفت مهارت برای افزایش اعتماد به نفس

نگران روزهای بعد از شکست و تسلیم نباشید، خوشبختانه انسان به سرعت حوادث را می‌پذیرد و فراموش می‌کند.

همیشه در انتخاب مسیر، اجرای برنامه‌ها و شناخت محیط بیشترین تلاش را به خرج دهید اما در گوشه ذهن خود همیشه یک راه خروج داشته باشید.


دیدگاه خود را بنویسید