آموزش زبان تجاری (درس یازدهم)

social responsibility (1 (مسئولیت اجتماعی)

تعریف:

تعهد مدیریت یک سازمان در جهت رفاه و آسایش جامعه از طریق فعالیت هایی که انجام می دهد.

 مثال :

1- Kyle is a young man with a strong sense of social responsibility and he frowns on anyone who damages public property.

۱- کایل مرد جوانی با حس مسئولیت اجتماعی قوی ای است و از دست افرادی که به اموال عمومی آسیب می زنند، ناراحت می شود.

2- It was our social responsibility as good citizens to report the crime we just saw happen to the nearest authority.

۲- این جزء مسئولیت اجتماعی ما به عنوان شهروند بود که جرائمی که می بینیم را به نزدیک ترین منبع قدرت گزارش دهیم.

3- The Social Responsibility of Exxon is to ensure an environmentally stable business model in which all aspects of their business do more good than harm.

۳- مسئولیت اجتماعی اکسون، اطمینان از مدل کسب و کار پایدار است، به گونه ای که همه جنبه های کسب و کار منافع زیادی به همراه داشته باشند.

 
۲) coordination (هماهنگی)

تعریف :

هماهنگی و یکپارچه سازی فعالیت ها، مسئولیت ها، وظایف و کنترل ساختارها برای اطمینان از این که منابع سازمان به طور موثری اهداف خاص سازمانی را دنبال می کنند. هماهنگی در کنار سازماندهی، نظارت و کنترل یکی از وظایف کلیدی در مدیریت است.

مثال :

1- Sandy was excellent at helping her office run smoothly, and her boss took notice of her impressive coordination skills every time that she was assigned a new project.

۱-سندی در اجرای امور شرکتش فوق العاده عمل می کرد و رئیسش هر زمان که پروژه جدیدی به او واگذار می کرد، از مهارت های هماهنگی چشمگیرش آگاه می شد.

2- Having good business coordination will allow you to have the right people doing the right jobs so your business can thrive.

۲- داشتن هماهنگی خوب در کسب و کار به شما اجازه می دهد که  افراد مناسبی داشته باشید که  کارها را به بهترین شکل انجام می دهند و موچب رشد کسب و کارتان می شوند.

3- The professional acrobats performed with a level of skill and coordination that was almost superhuman, leaving no doubt why they were the number one performers of their kind in the world.

۳- آکروبات های حرفه ای با سطح بالایی از مهارت و هماهنگی اجرایشان را انجام دادند که کاملاً فوق بشری بود و هیچ شکی باقی نمی گذاشت که آنها بهترین اجراکنندگان در نوع خودشان در جهان بودند.

۳)  risk assessment (ارزیابی ریسک)

تعریف :

۱- شناسایی، ارزیابی و تخمین سطوح ریسکی که در مقایسه با استانداردها در یک موقعیت وجود دارد و تعیین سطح ریسک قابل قبول.


مثال :

1- Before investing in a new product, the company performed a risk assessment to see if their investment would bring a profit.

۱- قبل از سرمایه گذاری روی محصولی جدید، شرکت ارزیابی ریسک را انجام داد تا میزان سودآوری را بررسی کند.

2- Being able to accurately figure out the risk assessment will help you to know if you should take it on or not.

۲-ارزیابی دقیق ریسک به شما کمک می کند تا دریابید که باید آن ریسک را قبول کنید یا نه.

3-Before I could donate plasma, I had to read the risk assessment board to ensure that I was not a risk to donate that day.

۳- قبل از اهدای پلاسما، باید ارزیابی ریسک را انجام می دادم تا مطمئن شوم که ریسکی در اهدا وجود نداشته باشد.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

دیدگاه خود را بنویسید