آموزش زبان تجاری (درس چهاردهم)

۱) competition (رقابت)

تعریف:

در اقتصاد به معنای رقابت کردن با فروشندگان دیگر در فروش، سودآوری و سهم بازار و ارائه بهترین قیمت، کیفیت و خدمات است.

 مثال :

1-The company was under serious competition from overseas companies which could manufacture a similar product for much less thanks to lower employee wages.

۱-شرکت در رقابت جدی با شرکت های خارجی قرار داشت  که می توانستند محصولی مشابه را به قیمتی کمتر با استفاده از پرداخت دستمزد های کمتر به کارکنان، تولید کنند.

2-The competition we experienced when entering the market place was thrilling enough to ensure that we would stay for a long time.

۲-رقابتی که در هنگام ورود به بازار تجربه کردیم، به قدر کافی هیجان انگیز بود و مطمئن شدیم که به مدت طولانی می توانیم باقی بمانیم.

۲) guiding principles(اصول راهنما)


تعریف :

قانون ها و اصولی که یک شرکت را در همه شرایط صرف نظر از تغییر در اهداف، استراتژی ها و یا مدیریت ارشد راهنمایی می کند.

مثال :

1-They had to follow their guiding principles, because those are what got them this far in business and made them this succesful.

۱-آنها باید از اصول راهنما تبعیت می کردند چون با استفاده از آن اصول به چنین موفقیت هایی در کسب و کار رسیده بودند.

2-You need to have certain guiding principles that you always try to follow so that you know things are being done right.

۲-شما باید اصول راهنمای مشخصی داشته باشید تا مطمئن شوید که همه چیز به خوبی پیش می رود.

3-You should try to have some guiding principles for your employees to help them know what you expect.

حتماً بخوانید :  5 راه ساده برای ارتقا شبکه کارآفرینی

۳-شما باید اصول راهنمایی برای کارکنانتان داشته باشید تا کمک کنید که انتظاراتتان را بدانند.

۳)  process design(طراحی فرآیند)

تعریف :

تعیین گردش کار، تجهیزات و الزامات پیاده سازی یک فرآیند خاص را گویند. طراحی فرآیند به طور معمول با استفاده از ابزارهایی مانند فلوچارت، نرم افزار شبیه سازی فرآیند و مدل سازی استفاده می کند.

مثال :

1- To create a process design for your business means you'd be developing a strategy to carry out the business's mission.

۱- برای ایجاد طراحی فرآیند کسب و کارتان، باید یک استراتژی در راستای رسالت شرکتتان را توسعه دهید.

2- I was in charge of the process design, so I had to make sure we had all the right equipment and everything like that.

۲-من مسئول طراحی فرآیند بودم و باید از مناسب بودن تجهیزات و سایر ملزومات اطمینان می یافتم.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

دیدگاه خود را بنویسید