آموزش زبان تجاری (درس سیزدهم)

۱) span of control(محدوده کنترل)

تعریف:

تعداد پرسنل و زیردستانی که یک مدیر می تواند به صورت مستقیم مدیریت کند. تعداد این افراد بسته به نوع کار متفاوت بوده، مثلاً در مشاغل با فعالیت های پیچیده، تعداد افراد ۶ نفر و در کارهای روتین و معمول به ۲۰ نفر یا بیشتر می رسد.

مثال :

1-The span of control by the manager was vast in his reach of influence with regards to the business project.

۱- محدوده کنترل مدیر بر پروژه کسب و کارش، با توجه به محدوده ی نفوذش گسترده بود.

2- My manager had a large span of control and could influence people on this floor and three of the others, which impressed me a lot.

۲- مدیرم محدوده ی کنترل وسیعی دارد و می تواند بر افراد این طبقه و همچنین سه طبقه ی دیگر نیز تاثیر گذار باشد، که این کارش من را تحت تاثیر قرار داد.

3-You need to accurately assess what span of control you can handle and not try to take on more than you can deal with.

۳- شما دقیقاً باید محدوده ی کنترلی که توانایی مدیریت آن را دارید، برعهده گرفته و حتی یک مورد بیشتر از آن را هم قبول نکنید.

۲)cost accounting (حسابداری هزینه)

تعریف :

یک روش در حسابداری که همه هزینه های وارده در انجام یک فعالیت، جمع آوری، دسته بندی و ثبت می شوند. این داده ها خلاصه سازی و تحلیل می شوند تا قیمت فروش را مشخص کنند.

مثال :

1- The cost accounting skills of the certified public accountant were demonstrated when he analyzed our inventory despite our lack of records.

حتماً بخوانید :  آموزش زبان تجاری (درس پانزدهم)

۱- زمانی که حسابدار بدون داشتن داده های ثبت شده موجودی های ما را محاسبه نمود، مهارت های حسابداری هزینه ی او نشان داده شد.

2- It may be easier to use a cost accounting strategy for certain projects to figure out what your bottom line really is.

۲- بهتر است از یک استراتژی حسابداری هزینه برای پروژه های خاص استفاده کنید تا متوجه سود خالصتان شوید.

3-Depending on the type of business you run it may be easier to keep a cost accounting form of records instead of the traditional form.

۳-بر اساس کسب و کاری که دارید، استفاده از فرم حسابداری هزینه نسبت به فرم سنتی آن آسانتر است.

۳) bureaucracy (دیوانسالاری، بوروکراسی)

تعریف :

یک سیستم مدیریتی دارای سلسله مراتب واضح، تقسیم کار انعطاف ناپذیر، قوانین و دستورالعمل های غیر منعطف و روابط غیر رسمی.

مثال :

1- The speaker explained her views on bureaucracy by challenging its effectiveness, and then asked if anyone in the room had any questions or opinions that differed from hers.

۱-سخنران دیدگاه های خودش را درباره دیوان سالاری از طریق به چالش کشیدن اثربخشی آن بیان نمود و پس از آن دیدگاه ها و نظرات افراد حاضر در اتاق را جویا شد.

2- The large amount of self-administration has prevented an undue increase of bureaucratic power.

۲- تعداد زیادی از سازمان های خوداشتغال از افزایش بی مورد قدرت بوروکراتیک جلوگیری کردند.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

دیدگاه خود را بنویسید