آموزش زبان تجاری (درس دهم)

differentiation strategy  (۱ (استراتژی تمایز)

تعریف:

رویکردی که در آن یک شرکت، تولید و بازاریابی محصولات منحصر به فردی را برای مشتریان به خصوصی انجام می دهد. معمولاً زمانی که شرکت ها مزایای رقابتی واضح و روشنی دارند و می توانند کمپین های تبلیغاتی را به طور حرفه ای اجرا کنند، از این استراتژی استفاده می کنند.

 مثال :

1-Our differentiation strategy would surely pay off because we had put a lot of positive energy into it throughout the month.

۱- استراتژی تمایز ما قطعاً به نتیجه خواهد رسید چون در طول ماه انرژی مثبت زیادی به آن اختصاص دادیم.

2- You should come up with a differentiation strategy just in case thinks are not going as you had planned out.

۲- شما باید فقط در مواقعی از استراتژی تمایز استفاده کنید که اوضاع طبق برنامه های قبلی تان پیش نمی رود.

3- From the increase in diversity of the clientele, as well as the increase in the actual customer base and ensuing revenue boost, it is obvious that our differentiation strategy was an asset in broadening our outreach to other consumer segments.

۳- از افزایش تنوع مشتریان، افزایش مشتریان واقعی و افزایش درآمد، می توان دریافت که استراتژی تمایز به عنوان سرمایه ای در گسترش توانایی های ما به بخش های دیگری از مشتریان عمل نموده است.

 
۲)
chain of command (زنجیره فرماندهی) 

تعریف :

روند تفویض اختیار و قدرت دهی در یک سازمان که از مدیریت ارشد به هر عضوی از سازمان و در هر سطحی اعطا می شود. دستورالعمل ها در طول زنجیره فرماندهی از بالا به پایین جریان می یابند. طبق نظریه هنری فایول هر چه زنجیره فرماندهی شفاف تر باشد، فرایند تصمیم گیری موثرتر بوده و بهره وری افزایش خواهد یافت.

مثال :

1- I wanted to see the chain of command and who wielded top power at the firm and who had the least amount of power.

۱-من می خواهم زنجیره فرماندهی را بررسی کرده و ببینم چه کسی دارای بیشترین و چه کسی دارای کمترین قدرت در سازمان است.

2- You should always take things up the chain of command in the correct order and not cut anyone out of it.

۲- شما همیشه باید همه امور را از طریق زنجیره فرماندهی در مسیری صحیح دنبال کنید و آن را قطع نکنید.

3- You should never cut someone out of the chain of command or they may take it out on you in the futuer

۳-شما هرگز نباید کسی را از زنجیره فرماندهی خارج کنید چون در این صورت ممکن است آنها همین کار را در آینده در قبال شما انجام دهند.

۳) evaluation (ارزیابی)

تعریف :

تحلیلی دقیق از فعالیت های تکمیل شده یا در حال انجام که تعیین کننده اثر بخشی و کارایی مدیریت هستند.


مثال :

1- I had to be on my best behavior today because it was my evaluation day and the manager would see how I was doing.

۱-  امروز باید بهترین رفتار را داشته باشم چون روز ارزیابی من است و مدیر به کاری که انجام می دهم، توجه دارد.

2- When you are bringing your employee in for an evaluation you need to honestly assess all aspects of the job they perform.

۲-وقتی کارمندتان را ارزیابی می کنید، باید به طور صادقانه  تمام زوایای کاری که انجام می دهند را در نظر بگیرید.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

دیدگاه خود را بنویسید