رهبری در سازمان های تکنولوژیکی

رهبری در سازمان های تکنولوژیکی» رهبری فرایندی است که مدیریت می کوشد با ایجاد انگیزه و ارتباطی موثر، انجام سایر وظایف را در تحقق اهداف سازمانی تسهیل و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایفشان ترغیب کند. بنابراین رهبری جزئی از مدیریت است و این وظیفه مانند برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل نیز از وظایف مدیر است.
مهمترین نکته در رهبری، نفوذ و اثر گذاری است. اصولاً قدرت عبارت است از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می شود. رهبری با نفوذ بر دیگران تحقق می یابد و نفوذ نیز از قدرت سر چشمه می گیرد.

یک معلم درون سازمانی بیابید.

اگر جدیداً در سازمانی استخدام شده اید یا به پستی ارشد دست یافته اید، برای اینکه بهتر متوجه روش های اجرایی شرکت تان شوید، از میان نیروی حاضر در سازمان که مورد وثوق و اعتماد کلیه کارکنان است، یکنفر را به عنوان معلم انتخاب کنید. با این تکنیک می توانید میانبرهای بسیاری را برای بهبود مهارت های رهبری و ترسیم یک نقشه راه در قلمرو جدید و ناشناخته مسیرتان بیابید. این معلم به شما کمک می کند تا هزینه های کمتری در کسب تجارب پرداخته و سریع تر به مقصد برسید.

به حرف کارکنان گوش و با آنها مشارکت کنید.

معمولاً این گونه است که وقتی به جایگاه رفیعی در سازمان می رسیم یادمان می رود که باید به حرف دل کارکنانان هم گوش کنیم. اگر کارمندی احساس کند حرف دلش را نمی شنوید تمام انگیزه اش از بین می رود. برای این کار کافیست به فکر پاسخ دادن به آنها نباشید و فقط با یک ذهن باز گوش کنید. قضاوت و پیش داروی یک سم مهلک در ارتباطات درون سازمانی تان است. بنابراین به هیچ وجه جواب آنها را در همان لحظه نداده و پاسخ را به بعد از برگزاری جلساتی با مطلعین آن حوزه موکول کنید.

حتماً بخوانید :  5 دلیل که مدیر فروش را نفرت برانگیز نشان می دهد

با این کار بسیاری از نگرانی های کارکنانتان برطرف و ایشان را توانمندتر ساخته اید. وجود این تفکر در سازمان که همه در سرنوشت سازمان دخیلند و می توانند تصمیماتی در این خصوص بگیرند، محیط کاریِ پویاتر و مفیدتری ساخته می شود.

در تست زیر سبک رهبری تان مشخص شده و راه حل هایی جهت بهبود و حرکت از مدیریت به سمت رهبری موثر به شما ارائه می گردد.

علوم مدیریت و استراتژیک را مانند علوم تکنولوژیک فرا بگیرید.

عموماً مدیران و رهبران حوزه تکنولوژی به خاطر کار مداوم با ماشین و دنیای صفر و یک افرادی درون گرا شده و این امر نیازی به توضیح ندارد که افراد درون گرا، رهبران موفقی نخواهند شد. این مدیران به واسطه مشغله ای که دارند، از دنیای علوم مدیریت و استراتژیک عقب مانده اند. اما این اصل را نباید فراموش کنند که تکنولوژی یک ابزار است و مدیران در دنیای کسب و کار به آموختن علوم مدیریت و استراتژیک هم نیاز دارند. آموختن و به کار بردن علوم مدیریت و استراتژی باعث هماهنگی هرچه بیشتر فعالیت ها و بهبود فضای کسب و کار می شود. اگر به طور مداوم آموزش هایی مانند MBA نبینید، به سرعت کنار گذاشته خواهید شد. نیازهای شما به عنوان رهبر یک سازمان فقط به علوم تکنولوژیکی محدود نمی شود و باید علوم مدیریت استراتژیک را نیز فرا بگیرید و آنها را در تصمیم گیری هایتان به کار ببندید.

در مقاله "چگونه مثل زاکربرگ رهبری کنیم؟ " از مدیرنو، برخی درس هایی که زاکربرگ به عنوان رهبر در ایجاد و رشد یک کسب و کار قوی و پرجنب و جوش به ما می دهد، آورده ایم.

حتماً بخوانید :  آیا کایزن همان بهبود مستمر است؟

بزرگ ببینید.

اگر در مقام رهبری سازمانی قرار گرفته اید و همچنان می خواهید اتفاقات کوچک را ببینید و در موردشان فکر کنید، مطمئن باشید که شکست خواهید خورد. هیچ ذهنی نمی تواند هم تصاویر بزرگ و هم تصاویر کوچک را ببینید و بر جزئیات هر دو تمرکز کند. وظیفه شما دیدن و پرورش درختان بزرگ و تنومند فکرها و ایده های خلاق در سازمان تان و هرس علف های هرز اتفاقات کوچک اطرافتان است. بنابراین فقط اتقافات بزرگ را ببینید و به تفکر و مدیریت امور کلان سازمانتان متمرکز شوید و برای رفع مسائل کوچک و پیش پا افتاده از دیگر مدیران و یا مشاوران تان کمک بخواهید. این مدیران و مشاوران نیز باید به طور مداوم در حال آموزش و افزایش مهارت های مدیریتی خود باشند. به عنوان مثال می توانید حل مشکلات جزئی را به تیم های ترکیبی از مدیران و مشاوران تان واگذار کنید که تخصص، هوش و تجربه شان هم مکمل در تصمیم گیری ها باشد.

ارتباط یک هنر است. برخی از بزرگ‌ترین رهبران در تاریخ به دلیل توانایی‌شان در الهام بخشیدن به دیگران از طریق کلامشان و نیز قابلیت گوش دادن به حرف‌های تیم خود مورد احترام قرارگرفته‌اند. در مقاله " ۱۳ اشتباه ارتباطی رهبران " از مدیرنو، به نکات مهمی در این خصوص اشاره شده است.

درون و بیرون تان یکی باشد.

کارکنان بیشتر از اینکه شما را بشنوند، شما را می بینند. اگر به گونه ای رفتار می کنید که دوست دارید کارکنان شما نیز این گونه رفتار کنند، رهبری موفق خواهید شد. اما اگر حرف و عمل تان همخوانی نداشته باشد به عبارتی گفته هایتان با کردارتان یکسان نباشد، رهبر موفقی نخواهید شد. اگر شما به عنوان رهبر سازمان رفتاری اصیل داشته باشید، کارکنان نیز سعی بر الگو برداری و تقلید از شما خواهند کرد و شما را به عنوان معیار و مبنای صحیح انجام کارها بر می گزینند و همچنین نیازی نیست تا به آنها بگویید که چه چیزی از آنها می خواهید و چه چیزی از آنها نمی خواهید.

دیدگاه خود را بنویسید

" دانلود رایگان فایل آموزشی " بزرگترین اشتباهات زبان بدن در محل کار

با مطالعه این فایل آموزشی، می توانید با 20 حرکت ممنوعه در زبان بدن آشنا شوید